خانه ی وروجک

دخترم تو این روز حوصلت خیلی سر رفته بود و بی تابی میکردی منم نمیدونستم دیگه چیکار باید میکردم کلافم کرده بودی که اون موقع زنداییت زنگ زد و گفت می خوام الینا دخترداییت رو ببره خانه ی وروجک منم که ازدست نق نق های تو خسته شده بودم خوشحال شدم وگفتم باشه


اون روز بهتون خیلی خوش گذشت حسابی با بچه ها بازی کردی



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خانه ی وروجک
